زين الدين محمود واصفى
289
بدايع الوقايع ( فارسى )
به عرض رسانيدند كه : بر رأى صايب و خاطر ثاقب - كه جيب اسرار مغيبات از خير و شر به دست قدرت ادراك چاك مىسازد ؛ و زنگ شك و وهم از آينهء افكار به صيقل يقين پاك مىگرداند - مخفى نخواهد بود كه جامهء ديباىنامهء جانفزاى كه حليهء حوارى و داد است ، حيف و صد « 1 » حيف است كه ذيل آن به ذكر سفارش آن ناسپاس كه به صورت ناس [ و ] به معنى نسناس است سمت عيب و نقصان يافته ، [ نظم ] : مكن با بدان نيكى اى نيكبخت * كه در شوره نادان نشاند درخت درختى كه تلخ است او را سرشت * گرش در نشانى به باغ بهشت ور از جوى خلدش به هنگام آب * به بيخ انگبين ريزى و شهد ناب سرانجام گوهر به كار آورد * همان ميوهء تلخ بار آورد ز بد گوهران بد نباشد عجب * سياهى بريدن نشايد ز شب « 2 » و انت و إن داريت « * » فى العمر حيّة * اذا مكّنت يوما من السلع تلسع « 3 » به سبب اين مكتوب مسرت مصحوب ، جيب لباس آن مدبر از دست تعرض خان امان يافت . از استماع اين مقال و مشاهدهء مآل اين حال انگشت تحير در دندان تفكر ماند . قطعه : شمشير نيك ز آهن بد چون كند كسى * ناكس به تربيت نشود اى حكيم كس باران كه در لطافت طبعش خلاف نيست * در باغ لاله رويد و در شوره خار و خس يقين دانند كه اين مزاحگوى مفسد و روباهخوى مشعبد انواع مكر
--> ( 1 ) - P : هزار ؛ T يوزمنك ( 2 ) - A و : C فقط بيت اول و آخر را آوردهاند و B 2 فقط بيت اول را دارد . ( 3 ) - اين بيت عربى فقط در نسخ P و B آمده است . ( * ) س 12 : ان دار بت